آخر خط را دوست ندارم

شنبه ۲۶ آوریل ۲۰۰۸


فکر می کنم یکی از چیزهای خوب این است که : آخر خط را دوست ندارم .. دوست ندارم را می شود گفت اعتقاد ندارم .. یا هرگزبه آن فکر نمی کنم ...

من می گویم همیشه راهی هست .. فقط گاهی پیدا کردن این راه سخت است و گاه آسان.. آسانی اش به این است که بعضی وقت ها با یک معذرت خواهی ساده همه چیز حل می شود .. فرصت دوباره ای میابی تا همه چیز را جبران کنی .. و نشان بدهی آن خطا جزیی از تو نیست .. اصلا افکارت با آن همرنگ نیست .. سختی اش هم ربط دارد به توان مبارزه ی تو .. تا محیط حوصله اش چقدر باشد و تا چه حد توان پذیرش بازگشتت را داشته باشد .. هر چه این کم حوصله تر باشد تلاش تو نیز باید بیشتر شود .. تلاش و تلاش .. تلاشی که تنها آشنای راه هدفش است و نه خستگی .. و نگاه تو .. نگاه مثبت تو که می خواهد طراوت را ببیند .. زیبایی را ببیند .. و گوشه چشمی هم به کژی ها دارد البته .. و چون در افق نگاه خود آن زیبایی را می بیند لبخندی میزند و بعد از بدی ها پله میسازد تا بلند تر شود و بالاتر رود ...
این درست ازهمان هایی است که می گویم خنک است!

0 نظرات: