حرفهایمان خیلی زود خودمانی شد . خیلی زود فهمیدم که او با بقیه فرق دارد : ساده تر بود و صمیمی تر، مهربان تر ...
نشستیم از افکارمان گفتیم و از دردهایمان . آن موقع بود که درک کردم دلبری تنها در دو چشم زیبا و حرفهای کودکانه نیست . دلبری را باید گاهی در عمق روحی پیچ در پیچ جست. گاهی این افکار هستند که دوست داشتنی می نمایند . گاهی آهی از سر همدردی است که دل می برد، تازه می کند ...
.
با او بودن حسی داشت . درست نامش را نمی دانم ... شاید دوستی بود یا همدلی یا عشق . هر چه بود مرا وا میداشت ازبودنش خوشحال باشم . نمی گویم او تنها کس بود ، ولی می دانم یکی بود از هزار.
روزها می رفتند و باهم روزگار می گذراندیم . همه چیز خوب بود و او بود ، من هم بودم .. تا تردید نیامده بود ، بودم .
.
رهایش کردم .. بی خداحافظی .. بی آنکه نام و نشانی از خود برایش باقی بگذارم . آن تردید لعنتی باز هم شکستم داده بود . فکر می کردم باید کاملتر شوم. بزرگتر شوم. آدم شوم.
.
و حالا بازنده ام ، بازنده ای که هنوزامید دارد تلافی کند آن همه خوبی و پاکی را. آن همه مهربانی را.
و بر می گردم. من به شرافت همه ی آن خوبی ها قسم خورده ام که برگردم .. . بر می گردم و دوباره همه چیز همان می شود که او می خواست و من می خواستم.و شاید بهتر: این بار چیزی برای از دست دادن ندارم، این بار برای بردن می آیم.
برمی گردم تا با هم زندگی را زیباتر کنیم. و اگر زیبا نبود، زیبایی را بیافرینیم و در هوای خنک با هم بودنمان نفسی از ته دل بکشیم و جانی بگیریم.
پس تا آن لحظه ی شیرین بمان ... و خوب بمان!

7 نظرات:
سلام
خوشحالم که بااین اومدن رفتنهای یک خط درمیون بازهم میای مینویسی وسرهم میزنی.
راستش من با برگشتن موافق نیستم اگه رفتی،بهردلیل،حتی اگر میدونی که اشتباه بوده،بازگشت اشتباه تره.این بازگشت زیبایی اون خاطره رو خدشه دار میکنه.
مواظب خودت باش
سلام بچه
میبینم همین دوروبرایی... امتحانات چطوره؟
ممنون از ابراز احساسات صمیمانه ات. پیش ما بیا بازم.قربون شوما!!!!
متاسفم بخاطر امتحانات ولی بقول خودت فکر کنم به تجربه ای که بدست آوردی بیارزه ولی فعلا تو به تموم کردن درست بیشتر احتیاج داری.
در مورد بقیه آدمها هم خیلی حسودیت نشه چون بیشتر ادما توشون خودشونو کشته بیرونشون مردمو...اگر واقعا چیزی دارندهم بهرحال هر چیزی یه بهایی داره.
ممنون از کامنتت خیلی وقت بود دلم برای کامنتای اینجوریت تنگ شده بود. اینایی رو هم که گفتم باید خصوصی می گفتم ولی گویا اینجا نمیشه.اگر خواستی میتونی پاکش کنی.
خیلی مراقب سلامتیت باش.همیشه منتظر کامنتات هستم
سلام بچه جان
معلوم هست کجایی؟
یه خبری از خودت بده
سلااااااااام
چه عجب!!! والا بنده شمارو یادم نرفته شما مارو یادت رفته. ببین این کامنت بالا مال 18 روز پیشه. خب خبر نمیدی از خودت.
خوبی بچه جان؟هنوز همونجا مشغولی؟
خوشحال شدم کامنتت رو دیدم بازم از این کارا بکن.
ما آپ می خوایم یالا!!!:دی
دلم برای نوشتنی هات تنگ شده!!!
ارسال یک نظر